تبليغاتX
فرخی

farvi-ir

رئیسی

farvi-ir

http://farvi-ir.blogfa.com

فرخی

فرخی

فرخی

نویسنده: محمد رئیسی
متولد: 1358 روستای فرخی(فروی)

raeesi38@yahoo.com
منتظر ارسال مطالب جذاب شما از فرخی هستم

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا اشکال است دار المومنین شهرستان نایین

فرخی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

فرخی 
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

دار المومنین شهرستان نایین
موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  عکسهایی زیبا از فرخی (فروی)
مرتبط با : فرخی روستای زیبای من
ارسال شده در: 86/11/30

عکسهای دیدنی از فرخی(فروی)

 

مزار شیخ عبدالصالح محمد

 

 

 

دروازه در شب

 

 

 کاهشور

 

دروازه فرخی مشهور به دروازه کبلا صفر(کربلایی صفر)

 

                                                         

نخلی در فرخی     

 

                              

                        نمایی از فرخی   عکاس: علوی

 

 

 

 

 نمایی از یک بادگیر

             

                                                                              آب انبار حاج رضا

                             

 

نمایی از استخر محمد آباد

 عکاس: علوی

 

 

 

 

  یک کوچه برفی

 

 

 

 

نمایی از لرد   

       

عکسهای زیبای خود از فرخی را برای ما ارسال کنید.

نوشته شده توسط رئیسی ,

  رونمایی گوشه ای از لغتنامه فروی (فرخی)
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/11/17

و اینک رونمایی از گوشه ای از لغتنامه فروی

ما را در تکمیل این لغتنامه یاری نمایید.


 

الف / آ

 

اَ : آب / a 

اَهنج : آبیار / آب دهنده زمین کشاورزی /  ahenj

اکش : آبکش /  akash

اَگیشت : آبگوشت /  agisht

انگُسر : انگشتر /  angosar

اَر : ابر /  ar

انگیر : انگور /  angir

الو : بلند شو /  alo

الگی : بر دار /  algi

آروس : عروس /  aarvas

اسار : افسار /  asar

آیر : آتش /  aayar

آینگ : آیینه /  aayeng

ادیار : پیدا /  adiyar

اجا : تمام /  ajaa

اجا بی : تمام شد /  ajaa bi

اَکنار : دستشویی /  akonar

اَوشون : آویشن /  aveshon

آ : آن /  aa

اروسی : دنپایی / کفش / نوعی کفش مخصوص /  orossi


ب

بته : درخت /  botta

برشک یا برشگ : برگه نخل خرما /  berashk  یا berashg

بیو : بیا /  biu

بنگه : نگاه کن /  benge

بفه : بخور /  befa

بهوس : بخواب /  bohvas

بیاکو : بینداز /  biyakko

بگیه : بگو /  begye

بشیه : رفته است /  beshye

بی یل : بیل /  biyal



پ

په : پدر /  pe

پی یا : پدرم / piyaa

پی یت : پدرت /  piyat

پی یه : پدر او /  piye

پله : پلو /  pela

پس : پسر /  pos

پس : بز /  pass

پسگرو : پرستو /  pesgaroo

پیره جه : پیرزن /  piraje

پلنگ : پلنگ /  peleng

پیل : پل /  pil

پاتیل : کاسه مسی بزرگ /  paatil

پشکل : فضله حیوانات /  peshkel

 پنجه : انگشت / penja

پیوال : فضله انسان /  peyvaal

پرگ : تاقچه /  parg

پشگم : ایوان /  peshgam

پشگم مووهر : ایوان بزرگ /  peshgammoovahr

پنجره : پنجره /  penjera



ت

تا گرا : تقریباً /  taagaraa

تا : تاغ نوعی درخت بیابانی /  taa

ته : تو /  ta

تیز بی یل : تیز بیل /  tizbiyal

تیار : آماده /  tayyaar

تیاره : هواپیما /  tayyaare

تووره : شغال /  tovara

تنجون : بند قنداق /  tenjoon

تغرسه : تگرگ /  tagharsa

تأمون : تنبان / شلوار /  tamoon

ته : تاب /  ta

ته دایو : تاب دادن /  tadaayo

ته وییو : تابیدن /  taviyo

ته وش : تابش /  tavesh

تغار : تاغار /  taghaar

ترف : قره قروت /  tarf

تفگ : سنگی که بر روی آن نان نوعی نان می پزند / نوعی نان /  tafg

تنیر : تنور /  tanir

تأوه : تابه /  tava


نوشته شده توسط رئیسی ,

 
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/11/16
شب هاي مدينه

شهادت پیامبر مهربانی (حضرت محمد صلی الله علیه و آله)

              امام صلح و آشتی (امام حسن مجتبی علیه السلام)

                           و والی شهر عشق و دوستی (امام رضا علیه السلام)

 

تسلیت باد

 

 

                                            

نوشته شده توسط رئیسی ,

  سنت پایدار
مرتبط با : فرخی روستای زیبای من
ارسال شده در: 86/11/14

*ساعت خوش کردن در فرخی*

یکی از برنامه های زیبا و قدیمی در روستا ی فرخی ماجرای ساعت خوش کردن است.

این مراسم که در میان کشاورزان روستا برگزار می گردد بدین صورت است:

ابتدای سال کشتی مزارع را طبق یک سنت قدیمی با ساعت خوش کردن برگزار می­کنند. ابتدا شخصی خوش نام و اغلب از سادات محل را برای این کار انتخاب  می­کنند. بامداد یک روز از اوائل پاییز (اوائل پاییز ابتدای سال کشتی روستا است) این شخص اولین کسی است که زمینی را  در آن سال به زیر کشت می­برد. صبح آن روز که اغلب بعد از نماز صبح می­باشد ابتدا چاووش به چاووشی می­پردازد  و مردم را آگاه می­سازد. پس از جمع شدن کشاورزان بر سر زمین انتخاب شده شخص منتخب برنامه کشت و آبیاری را انجام می­دهد. در این زمین بیشتر شلغم و جو توامان کشت می­شود. کشاورزان با سلام و صلوات در هنگام کشت با شخص ساعت خوش کن همراهی می­کنند.

پس از بذر پاشی  و آبیاری توسط شخص منتخب از طرف شخص منتخب مردم به صرف چای و صبحانه در کنار همان زمین دعوت می­شوند. پس از صرف صبحانه و دعا برای فراوانی محصول در آن سال این برنامه به پایان می­رسد. در چند سال اخیر شخص منتخب برای این کار  آقای سید مجتبی نبوی بوده است.

نوشته شده توسط رئیسی ,

  فرخی از زبان دهخدا
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/11/14

فرخی در لغتنامه دهخدا

دهي است از دهستان جندق بيابانک بخش خور بيابانک شهرستان نائين ، واقع در 14هزارگزي شمال باختري خور، متصل به راه خور به جندق. ناحيه اي است واقع در جلگه ، معتدل و داراي 632 تن سکنه . از قنات مشروب مي­شود. محصولاتش غلات و خرما است . اهالي به کشاورزي گذران مي­کنند. هنر دستي زنان کرباس بافي است . راه ماشين رو دارد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 10)

 

نوشته شده توسط رئیسی ,

  فروی در بیابانک
مرتبط با : فرخی روستای زیبای من
ارسال شده در: 86/11/14

معصومه بادنج

(بیابانک زنده است.)

بیابانک, نام متأخر ناحیه ای قدیمی در دشت کویر و نیز دهستانی به همین نام در استان اصفهان .
ناحیة بیابانک . ناحیه ای قدیمی (تقریبا برابر با بخش خور و بیابانک امروزی ) در حاشیة جنوبی دشت کویر * که در گذشته بر سر راه اصفهان (نایین ) به خراسان (نیشابور) قرار داشت . در اصل ناحیة بیابانک قسمتی از بیابان بزرگ و قدیمی است که در منابع عربی از آن به نام «مفازه » یاد شده است . بیابانک به عنوان یک اصطلاح جغرافیایی به معنای بیابان کوچک یا نیمة کویر است و این نام در منابع و مآخذ قبل از قرن دهم دیده نشده است (هدین ص 562 حکمت یغمائی ص 96).

نشانه هایی از مسکونی بودن این منطقه پیش از اسلام وجود دارد از جمله آتشکده ای در نزدیکی مهرجان / مهرنجان . بعلاوه جندق در این منطقه به زندان انوشیروان معروف است و گنبدی قدیمی به نام «هشت درب » متعلق به دورة ساسانیان دارد ( د. اسلام چاپ دوم ذیل ماده حقیقت ص 351). به روایتی در صدر اسلام فرش ابریشمی بافت جندق تا بازار مکه راه یافته بود ( رجوع کنید به مقدسی اردبیلی ص 383). فرای دربارة اسلام آوردن مردم این منطقه دو روایت نقل می کند که صحت هردو محل تردید است . در یکی از این روایتها مسلمان شدن مردم این ناحیه به زمانی بازمی گردد که عربها در تعقیب یزدگرد سوم بودند و براساس روایت دیگر پذیرش اسلام در این منطقه به ] آغاز [ قرن سوم در عهد امام رضا علیه السلام بازمی گردد ( د. اسلام همانجا).

در قرن چهارم اصطخری (ص 229 231) آن را «جرمق » و موضع سه دیه معرفی کرده است . ابن حوقل (ص 144) آن را سه ده نزدیک به هم ضبط کرده است . به نوشتة وی در این ناحیه سه ده جرمق (گرمه ) بیادق / بیاذق / پیاده (امروزه آبادی بیاضه / بیاضیه ) و ارابه (احتمالا آبادی ایراج کنونی ) در کنار راه بیابان (کویر) قرار داشت . همچنین وی می نویسد: «تا جرمق چهار منزل و هر دو یا سه فرسخی گنبدی و برکة آبی است ... در آنجا خرما و کشت و چارپایان بسیار بود.» وی جمعیت آنجا را هزار تن ذکر کرده است . در اواخر همین قرن مقدسی (ص 437) جرمق را حاصلخیزترین و پردرخت ترین و ارزانترین شهرها آورده است . به نوشتة وی (ص 46) گروهی می گویند آتش حضرت ابراهیم علیه السلام در جرمق بوده است . ناصرخسرو در نیمة اول قرن پنجم راه نایین به کرمه / گرمه را 43 فرسنگ ضبط کرده و آن را در ناحیة بیابان آورده است . به نوشتة او در آن ناحیه ده دوازده پاره دیه با آب و هوای گرم قرار داشته و در هر دو فرسخی در مواضعی که شورستان نبوده گنبدکها و مصانع (محل جمع شدن آب باران ) ساخته بودند که علاوه بر استراحتگاه راهنمای مسافران بوده است . به روایت وی این ناحیه در دست امیر گیلکی ] ابوالحسن گیلکی بن محمد امیر اسماعیلی مذهب طبس [ بوده و او برای جلوگیری از غارت کوفجان ] کوفج کوچ و بلوچ [ در بیادق که حصاری نیز داشته نایبی منصوب کرده بوده است ناصرخسرو یادآور می شود که به واسطة حضور این امیر راهها ایمن بوده است .وی از ریگهای روان و عظیم آن ناحیه و رباط زبیده / مرامی که پنج چاه آب داشته یاد کرده است و می نویسد که اگر این رباط و آب نبود کسی از آن بیابان نمی توانست عبور کند (ص 139ـ140). از این مطالب چنین برمی آید که ظاهرا این ناحیه از توابع طبس و نیز قلعة بیاضه از پایگاههای اسماعیلیه بوده است ( رجوع کنید به حکمت یغمائی ص 53 ـ54 134). در قرن هفتم جرمق را شهری در فارس آورده اند (یاقوت حموی ج 2 ص 64).  گفته های یاقوت در قرن هفتم (همانجا) و حمدالله مستوفی (ص 142) در قرن هشتم دربارة جرمق تکرار مطالب جغرافی دانان قرن چهارم است

پس از قرن هشتم اطلاعات چندانی از این ناحیه در دست نداریم ولی در دورة صفویه شاه عباس اول از همین راه عازم مشهد شد و در مسیر خود به شنهای روان برخورد و دستور داد تا برای راهنمایی مسافران ستونهای آجری در این ریگزار برپا کنند. همچنین به دستور او برای آسایش زوار مشهد رضوی مزرعه و رباطی احداث کردند که به مزرعة «عباس آباد» معروف است . در 1007 نیز سپاهیان وی از همین مسیر به خراسان رفتند ( دایرة المعارف فارسی ذیل ماده باستانی پاریزی ص 93 هنر یغمائی ص 46 فلسفی ج 4 ص 1445). در همین دوره خواجه حمام الدین نامی در آنجا ریاست داشت (یغمائی 1303ش ص 414). همزمان با به قدرت رسیدن آقامحمدخان (1193ـ1222) امیراسماعیل خان عرب عامری تا 1222 در آنجا حکومت می کرد و آثار و ابنیه و املاک زیادی از خود به جا گذاشت . سپس پسرش امیررفیع خان تا 1238 در آنجا حکومت کرد که به سبب متشنج کردن اوضاع جندق و بیابانک نوروز علیخان مأمور قلع و قمع او شد. نوروز علیخان اشرار بلوچ منطقه را نیز در 1254 سرکوب کرد (همانجا هنر یغمائی ص 120 157ـ 158). این نواحی از حملات بلوچها که تا 1338 نیز ادامه داشت صدمات زیادی دید. در اواخر 1325 عده ای راهزن در جندق و بیابانک به تاخت و تاز و راهزنی می پرداختند که به «دزدهای حسن » شهرت یافته بودند (هنر یغمائی ص 136). نایب حسین کاشی نیز در 1327 کویر بیابانک را به دلیل حصار طبیعی آن مرکز خود قرار داد و به مدت سه سال به همراه پسرانش دهات منطقه را غارت کرد و به آتش کشید ولی نتوانست قلعة بیاضه را تسخیر کند. پس از وی نیز منطقه گرفتار غارت رمضان خان باصری و ایل وی شد. در 1337 نیروهای قوام السلطنه والی خراسان رمضان خان و افرادش را از منطقه بیرون راندند (همان ص 6 70 131ـ132 155ـ157 یغمائی 1303ش ص 414ـ415). ظاهرا علت این غارتگریها محروم بودن این ناحیه از بودجة مملکتی بود و ازین رو نایب الحکومه به عناوین مختلف از مردم اخاذی می کرد. بعدها با کوشش حبیب یغمائی بودجة مخصوص و معینی به آنجا اختصاص داده شد. همو اهالی جندق و بیابانک را فقیر و زحمتکش معرفی کرده و آورده است که هر کس می توانست از املاک خود ارتزاق کند جزو متمولان و اشراف محل محسوب می شد (1303ش ص 412 415). جندق و بیابانک در دورة ناصری به قرای سبعه معروف بود. این هفت قریه عبارت بود از: جندق فرخی خور بیاضیه اردیب ایراج و مهرجان . اعتمادالسلطنه جمعیت این ناحیه را 500 2 تن ذکر کرده است . وی می نویسد: در سالهایی که برف زیاد می آمد تخمی شبیه به تخم یونجه که اهالی به آن «معاش » می گفتند می رویید و اهالی آن را آرد می کردند و نان می پختند. در زمان او حرفة اهالی ساختن مشک آب و نیم چکمه ای به نام «عربی » بود (ج 4 ص 2260ـ2261). مک گرگور که در 1292/ 1875 از منطقة بیابانک دیدن کرده می نویسد که بیابانک در وسط کویر واقع نیست و پنجاه مایل با آن فاصله دارد (ج 1 ص 94). در آن زمان بیابانک از بخشهای سمنان بود و ده روستا داشت . در 1340 ش به نوشتة حقیقت (ص 267) بیابانک به کلیة دهات این منطقه بویژه به آبادی بیاضیه 59کیلومتری «رباط پشت بادام *» اطلاق می­شد.
از آثار باستانی و تاریخی این ناحیه قلعة بیاضیه (نارنج قلعه ) به سبک دورة ساسانی است . زیربنای این قلعه حدود هزار مترمربع است . داخل قلعه اتاقکها و راهروهای پیچ در پیچ در پنج طبقه دیده می شود که سابقا انبار غله بوده است . در کنار دیوار قلعه مسجدی قرار دارد که در قرن هشتم استاد دهنوی آن را مرمت کرده است . همچنین ساختمان مخروبه ای به نام «هفت برادران » و مقبرة امامزاده ابراهیم منسوب به یکی از فرزندان امام موسی کاظم علیه السلام در این ناحیه قرار گرفته است . در گرمه محلی مشهور به «قبرستان کشته ها» قرار دارد که به روایتی گورستان کسانی است که در جنگ علویان و قوای سهراب گبر ] ؟ [ در این محل کشته شده اند. در مهرجان مزار عارف و صوفی بیابانکی شمس الدین حاجی محمدشاه از قرن هشتم به جای مانده است (حقیقت ص 352ـ353 حکمت یغمائی ص 81 83 ـ84 86).

در فرخی مسجدی قدیمی با گنبد و ایوانی بزرگ و ساختمانی به نام «عمارت شیخ » که بسیار قدیمی است وجود دارد. آثار چند چهارطاقی در گورستان فرخی دیده می شود که یکی از آنها به «پیر» معروف است و جنبة تقدس دارد. در اردیب زندانی معروف به دیوان خانة مسعود لشکر یاغی حاج ابراهیم بیک پسر قدرت الله نایب الحکومه جندق و بیابانک قرار دارد که بنای آن از ساروج است (حقیقت ص 351ـ353 حکمت یغمائی ص 80 برای آثار تاریخی خوررجوع کنید به خور *).
به دلیل محصور بودن این منطقه در کویر نمک بسیاری از آداب و رسوم قدیمی در آنجا محفوظ مانده است از جمله بزرگداشت آخرین شب ماه اسفند معروف به «شب بی بی هور» که اهالی معتقدند در این شب فرشتة برکت به خانة آنها فرود می آید و بر برکت آنها می افزاید. همچنین تا دهه های اخیر جشن «سده » در این ناحیه مرسوم بود و در خور و برخی روستاها با افروختن آتش این روز را جشن می گرفتند (حکمت یغمائی ص 411ـ413 نیز رجوع کنید به خور).

دهستان بیابانک . واقع در بخش خور و بیابانک در شهرستان نایین استان اصفهان در قسمت جنوبی دشت کویر. از شمال به دهستان جندق * از جنوب به دهستان نخلستان و از مغرب به دهستان چوپانان (در بخش انارک ) محدود است . شهرستان طبس در مشرق آن قرار دارد. مرکز آن فرخی و شهر آن خور است . دارای نوزده آبادی است . از ارتفاعات مهم آن کوه کبود هفت چنگ و گودگاه را می توان نام برد. گود جگارگ در شمال آبادیهای طاهرآباد و میان آباد واقع شده است . تپه های شنی در این دهستان دیده می شود. رودشور خور در این دهستان جریان دارد. این رود در 35 کیلومتری شمال شرقی شهر خور به دشت کویر می ریزد (جعفری ج 2 ص 303). آب موردنیاز برای کشاورزی و آشامیدن اهالی از چاه نیمه عمیق آب انبار و کاریز به دست می آید. از زیا بز کوهی قوچ میش آهو کفتار گرگ روباه شغال خرگوش و از پرندگان کبک دارد. از گیا درخت بنه گل تلخو آویشن پرسیاوش روناس گز تاغ قدومه و کلپوره در برخی آبادیها دیده می شود. محصولات عمدة آن گندم جو پنبه ارزن تخمة آفتابگردان پسته سنجد خرما انجیر زردآلو و بادام کوهی است . طناب بافی و فرشبافی با طرح نایینی از صنایع دستی آن است . اهالی عمدتا به دامداری و باغداری مشغول اند. راه اصلی نایین ـ طبس و نایین ـ دامغان از آن می گذرد. از نظر اداری و سیاسی جندق و بیابانک تا اواخر حکومت فتحعلی شاه قاجار (1212ـ 1250) ضمیمة یزد بود. در 1240 تابع ایالت کومس (دامغان و سمنان ) و در 1337 تابع ایالت خراسان و سیستان شد. از 1301 تا 1306 ش ولایتی مستقل بود و در همین سال دوباره جزو خطة یزد شد. در 1327 ش به صورت یکی از بخشهای شهرستان نایین در استان اصفهان درآمد (هنر یغمائی ص 117). در 1332 ش دهستان جندق و بیابانک در بخش خور و بیابانک جزو شهرستان نایین به شمار می آمد (رزم آرا ج 10 ص 58). در 1345 ش بخش خور و بیابانک مشتمل بر جندق و ناحیة بیابانک بود ( دایرة المعارف فارسی ذیل ماده ). طبق تصویبنامة هیئت وزیران در خرداد 1369 دهستانهای بیابانک جندق و نخلستان در بخش خور و بیابانک در شهرستان نایین از استان اصفهان تشکیل شد.

آبادی فرخی مرکز آن در هفده کیلومتری شمال غربی خور در ارتفاع 806متری واقع است . آب و هوای آن گرم و خشک است . از کوههای مهم آن کوه «برچو» در شمال و کوه «دهنة حسن سوخته » در مغرب آبادی دیده می شود. رود فصلی شور در آن جریان دارد. روناس آن معروف است . ظاهرا این آبادی از بناهای پسر فرخ زردشتی ] ؟ [ است و به همین دلیل فرخی نامیده شده است (یغمائی 1303ش ص 409 ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ج 62 ص 17). آثاری از دهکدة سلمگان که قدیمتر بوده به جا نمانده است . مسجد جامع این آبادی در 1256 به همت حاج سیدمیرزا جندقی (مجتهد و قاضی جندق و بیابانک ) ساخته شده است . این آبادی زیارتگاهی به نام شیخ عبدالله صالح دارد و آثار تاریخی نیز در آن دیده می شود ( رجوع کنید به بخش اول مقاله حکمت یغمائی ص80).

منابع : ابن حوقل صورة الارض ترجمة جعفرشعار تهران 1345ش ابراهیم بن محمد اصطخری کتاب مسالک الممالک چاپ دخویه لیدن 1967 محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه مرآة البلدان چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث تهران 1367ـ 1368ش ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ج 62: فرخی تهران 1364ش ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران تهران 1376ش محمد ابراهیم باستانی پاریزی سیاست و اقتصاد عصر صفوی تهران 1367ش جدیدترین نقشة راهها و تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران مشهد: مؤسسة جغرافیایی و انتشارات ماهوان 1377ش عباس جعفری گیتاشناسی ایران ج 1: کوهها و کوهنامة ایران ج 2: رودها و رودنامة ایران تهران 1368ـ 1376ش عبدالرفیع حقیقت تاریخ قومس تهران 1362ش عبدالکریم حکمت یغمائی بر ساحل کویر نمک تهران 1370ش حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی کتاب نزهة القلوب چاپ گی لسترنج لیدن 1915 چاپ افست تهران 1362ش دایرة المعارف فارسی به سرپرستی غلامحسین مصاحب تهران 1345ـ1374ش حسینعلی رزم آرا فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادیها ) ج 10: استان دهم ( اصفهان ) تهران 1355ش نصرالله فلسفی زندگانی شاه عباس اول تهران 1364 ش مرکز آمار ایران سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1375: شناسنامة آبادیهای کشور استان اصفهان شهرستان نائین تهران 1376ش احمدبن محمد مقدس اردبیلی حدیقة الشیعة تهران 1353ش محمدبن احمد مقدسی کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم چاپ دخویه لیدن 1967 چارلز متکاف مک گرگور شرح سفری به ایالت خراسان و شمال غربی افغانستان ج 1 ترجمة مجید مهدی زاده مشهد 1366ش ناصرخسرو سفرنامة ناصرخسرو علوی برلین ] تاریخ مقدمه 1341 [ چاپ افست تهران ] بی تا. [ نقشة تقسیمات کشوری ایران تهران : گیتاشناسی 1377ش نقشة تقسیمات کشوری سال 1370: استان اصفهان تهران : مرکز آمار ایران ] بی تا. [ سون اندرس هدین کویرهای ایران ترجمة پرویز رجبی تهران 1355 ش اسماعیل هنر یغمائی جندق و قومس در اواخر دورة قاجار چاپ عبدالکریم حکمت یغمائی تهران 1363ش یاقوت حموی معجم البلدان چاپ فردیناند ووستنفلد لایپزیگ 1866ـ1873 چاپ افست تهران 1965 حبیب یغمائی «شرح حال یغما» ارمغان دورة 5 ش 7و8 (مهر و آبان 1303) همو «واحة جندق و بیابانک یا کویرنشینان مرکزی » مجلة مردم شناسی دورة 2 (فروردین و اردیبهشت و خرداد 1337)

Encyclopaedia of Islam , s.v. "Biya ¦ba ¦nak" (by R. N. Frye).

نوشته شده توسط رئیسی ,

  شماره تلفنهای ضروری فرخی
مرتبط با : فرخی روستای زیبای من
ارسال شده در: 86/11/11
 

تماسهای ضروری فرخی

 

موسسه / شرکت / سازمان / اداره

تلفن

فاکس

فرخی

0324

اداره پست

4382017

اداره دامپزشکی

4382400

اداره مخابرات

4382000

دبیرستان عفت

4382326

دبیرستان شهید صفار

4382380

دهداری

4382443

شبکه بهداشت

4382087 - 115   

مدرسه حضرت فاطمه

4382327

مدرسه راهنمایی صدیقه کبری

4382381

مدرسه راهنمایی شهید منتظری

4382404

مرکز خود اشتغالی(فنی حرفه ای)

4382452

مسجد جامع فرخی

4382222

مخابرات

4382222

اطلاعات

4383333 - 118

صندوق قرض الحسنه بنی هاشم

4382388

نوشته شده توسط رئیسی ,

  شعر به لهجه محلی
مرتبط با : فرخی روستای زیبای من
ارسال شده در: 86/11/09

فروي اي وطن مهر مو صفاي مو         فروي اي وطن عشق مو وفاي مو

فروي اي وطن روح مو روون مو          فروي اي وطن مايه نشاط مو

مرد و جه همه بنده خدا غني                      مردم امه همه شيعه علي

مومن وقوي كه هن رهرو نبي                  عاشق وصي مهدي زمو ولي

گنم و جه و اَو و كشت و زرعمو             ارزو گزر كو گيج گيجمو

اشتر و گو و نينگ و پسّمو                اشي وكور قوچ و ميج چاقمو

افت و مه و شو پر ه سارمو                مسكه خش وتفك وطرف و پينمو

كس و كت و جو گچگونمو                     حفطيو اَكه خدا مردمونمو

    برای شنیدن این شعر کلیک کنید

                                                     

با تشکر از حجه الاسلام و المسلمین شیخ مصطفی رئیسی از ارسال این شعر

نوشته شده توسط رئیسی ,

 
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/11/08

 

               اربعین سرور و سالار شهیدان حضرت

           

 

            ابا عبدالله الحسین علیه السلام تسلیت باد

نوشته شده توسط رئیسی ,

  ارسال مطلب برای ما
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/11/06

(لطفاً مطالب و اخبار و عکسهای خود از فروی را برای درج در این

 

وبلاگ ارسال نمایید.)

نوشته شده توسط رئیسی ,

  گویش فروی
مرتبط با : فرخی روستای زیبای من
ارسال شده در: 86/11/06

زبان کهنسال فرخي(فروي)

 

در نخستين هم انديشي گويش شناسي ايران كه از جانب فرهنگستان زبان و ادب فارسي با هدف گسترش پژوهشهاي گويش شناسي در ايران كه چندي پيش برگزار شد، مقاله هايي پيرامون گويشهاي ايراني از سوي استادان و دانشجويان و پژوهشگران ارايه شد. هم انديشي گويش شناسي دو محور نظري و عملي داشت. كه بخش نظري گويشهاي ايران شامل دسته بندي، رده شناسي و عوامل مؤثر درزوال و حفظ گويشها بود. جنبه هاي عملي گويش شناسي نيز شامل روشهاي گردآوري، بررسي موردي گويشها و ابعاد اجتماعي ـ فرهنگي گردآوري گويشها بود.

 

سرگذشت زبان ها همانند هر پديده اجتماعي ديگر، زادوزندگي و مرگ است. گويش هاي خوري (Khuri)، فرويگي (farvigi) و گرگو (gargu)، زبان گفتار مردم شهر خور و روستاهاي فرخي و گرمه از روزگاران دوربر كرانه جنوبي كوير نمك برجاي مانده است و در حال جان دادن است. جان گويش گرگو و پس از آن گويش فرويگي از گويش خوري بيشتر است.

خور (khur) مركز بيابانك از بخش هاي شهرستان نائين در استان اصفهان و فرخي و گرمه از روستاهاي غربي و جنوبي خور هستند. زبان خوري، فرويگي، و گرگو از گويش هاي زبان پارسيك يا پهلوي ساساني است كه به سبب دوري و جابه جا نشدن زبانوران، كمتر از گويش هاي ديگر دستخوش دگرگوني شده اند.

 در بخش بندي زبانهاي ايراني، گويشهاي خوري، فرويگي و مهرگوني از زبانهاي ايراني نو در شمار دسته مركزي قرار دارند و با بلوچي و زازي (Zazi) ومازني (mazani) و گيلكي و سيوندي (sivandi) خويشاوندند و مورد پژوهش دانشمندان زبان شناس قرار گرفته اند.

 پروفسور ژرژ ردار (George Radar) سوئيسي، دكتر ريچارد فراي (Richard Frai) امريكايي، دكتر ويلهلم آيلرس (Wilhelm Eilerse) آلماني و پروفسور ايوانوف (Ivanov) روسي از دانشمندان بيگانه و دكتر صادق كيا و دكتر بهرام فره وشي و آقاي مهدي عباسي با راهنمايي دكتر علي اشرف صادقي گويش خوري را پژوهيده اند.

 

در اين زمينه و درباره انگيزه هاي مؤثر در زوال اين گويش ها پاي سخن لسان الحق طباطبايي كه گويش هاي خوري و فرويگي وگرگو را پژوهيده و در حال گزارش آنهااست مي نشينيم.

«پژوهش هاي دانشمندان غربي و روسي براي رسيدن به هدفهاي ويژه خودشان بود و دربرگيرنده آگاهي هاي پيرامون ما نمي باشد. همچنين است پژوهش هايي كه به پيروي از بيگانگان عملي شده است. كار پژوهش در زبانهاي ايراني وگويش هاي وابسته بايد به دست پژوهشگران زبانور و گويشمندان دلبسته و آگاه به دانش زبان شناسي و فرهنگ مردم امكان پذيرد و اين كاري است كه افزون بر آگاهي ها و اندوخته هاي دانشي، شكيبايي و تاب دشواريها را مي بايد. و نشود كه بي هيچ گرسنگي و تشنگي به فرجام رسد و زهي دريغ و افسوس كه نگهبانان پاسداري ازفرهنگ ما، فكري براي پژوهشگران كوشنده و دلبسته نكرده اند كه دلبسته و تهي دست كار خود را تا پايان پيگيري مي كنند.

 بي گمان پژوهشهايي كه تاكنون در گويش هاي خوري و فرويگي شده است، كاستي ها ونادرستي ها دارد و يا از پژوهشهاي دست دوم به شمار مي آيد.

 عده اي درباره دلايل كاهش استفاده از اين گويش هاي محلي معتقدند :

تا نيمه سده پيش، زبان خوري وفرويگي گفتار اكثريت مردم خوروفرخي بود و بر فارسي رايج در آنجا برتري داشت. بسياري ازمردم غير گويشور در گفت وگو با گويشوران به خوري و فرخي سخن مي گفتند. اما شورستان سرسخت و بي آب و گياه مردم را وامي داشت با گذشتن از ريگزارها و سنگلاخ ها براي كسب درآمد به دنبال نان به فهلگي(فعلگي) در شهرها وبويژه تهران واصفهان بروند وبه ناچار فارسي را فرابگيرند البته به مروردانش اندوزي و گذراندن پايه هاي تحصيلي و كسب مدارج دانشي از انگيزه هاي نيرومندتر در روانه شدن مردم به شهرها بود، چرا كه بالاتر از دوره دبستان، در منطقه نبود البته با رفت وآمد اهالي روستا به شهرها وفارسي صحبت كردن آنها زبان محلي ازسكه افتاد .

 افزون بر اين، شمار بسياري از باسوادان كه بيشتر از ميان فارسي گويان خور و فرخي بودند، نسبت به گويش خوري وفروي همان ديدگاه سنتي را داشتند كه هر زبان جز زبان ادبي و رسمي را فاسد مي دانستند و چنين بود كه گويشوران محلي بويژه بيرون از زادگاهشان به گويش خوري وفرويگي سخن نمي گفتند.

تأثير اين دو فاكتور يا رويگرداني از زبان مادري، در از ميان رفتن آيين ها، رسمها و سنتهاي اين سرزمين و همچنين گويش آن بيش از ايجاد و گسترش راهها و بيرون آمدن منطقه از بن بست كهن است. اندك اندك راديو و آنگاه تلويزيون در خانه ها پديدار شد.

سپس روزنامه ها هم از راه رسيد و سبب آن شد كه «بن تنير»يا «تنير» bontanir جاي خود را به آشپزخانه open داد و «ميهمون سرا» miunsera به هال تبديل شد و معماري و ساختار خانه ها نيز دگرگون گشت.

 بسياري از واژه ها و عبارت ها كاربرد خود را از دست داد و فراموش شد. يك فرخي سي ساله به سختي مي تواند به زبان فروي سخن بگويد، و جوان بيست ساله فرخي هيچگونه آگاهي از گويش نياكان خود ندارد. از دست سالخوردگان كاري برنمي آيد. پيري و مرگ نيز شمار گويشوران سالخورده راكاهش داده است. در حال حاضر با شمار اندكي از گويشوران سالمند روبرو هستيم كه دريافت درست از پژوهش را در گفتار دشوار مي سازد.

با اين همه ساختار گويش «فروي» ،«خوري» و «گرگور» دست نخورده است.

 

 گویش‌ های مركزی ایران:

این گویش‌ ها را كه در منطقه میان اصفهان، تهران‌،‌ همدان و یزد رواج دارد به 6 گروه تقسیم می‌ كنند:

1.      گروه شمال غربی در غرب جاده قم اصفهان: خوانساری، محلاتی، و انشانی...؛

2.      گروه شمال شرقی در منطقه كاشان و نطنز:‌آرانی، ابوزید آبادی، ابیانه‌ ای، بادرودی، تاری، جوشقانی، سویی، فریزندی، قهرودی، كشه‌ ای،‌میمه‌ ای،‌نطنزی، یرندی، گویش یهودیان كاشان،...؛

3.      گروه جنوب غربی در اصفهان: سدهی، كفرانی، گزی، ورزنه‌ ای، گویش یهودیان اصفهان....؛

4.      گروه جنوب شرقی: اردستانی، اناركی،‌ زفره‌ ای، نائینی،‌گویش زردشتیان كرمان و یزد (معروف به بهدینی)،‌گویش یهودیان كرمان و یزد...؛

5.      گویش‌ های منطقه‌ی تفرش: آشتیانی، آمره‌ ای الویری، كهكی، وفسی، ویدری...؛

6.      گویش‌ های دشت كویر: خوری،‌فروی (یا فرویگی) مهر جانی....

 

نوشته شده توسط رئیسی ,

  مسوولین بدانند
مرتبط با : فرخی روستای زیبای من
ارسال شده در: 86/11/06

حقی که طی 27 سال ضایع شده است

 

گفتیم ما هم اخبار بیست و سیهی بدیم شاید مسوولین توجه کنند. اگر سر و کارشون به این وبلاگ خورد بدوند بد نیست.

فروی ما از زمانای قدیم به دارالمومنین شهرستان نایین معروف بوده و هست. از قضا تو این فروی یا همون فارسی بگم فرخی از موسسات دولتی یک دونه فنی حرفه ای زدند. بعد سالها شاید یک ده سالی طول کشید تا این فنی حرفه­ای مشغول به کار شد. حسادت بزموجی... به این هم نساخت. ظاهراً خوریها که تموم امکانات دولتی را برا خودشون می­خواند رفتن و مجوز یک فنی حرفه­ای گرفتند اون هم به چه صورت.

اول یک زمین صوری بخشداری برای احداث زمین داده و پول زمین را هم ولله من دیگه دقیق نمی­دونم کی داده و این را به عنوان یک طرح نیمه تمام در سفر استانی رئیس جمهور فرستادند.

باید به عرض برسونم دولت جدید ظاهراً مصوب کرده که باید طرحهای نیم کاره قبلی تکمیل بشه و تا اون طرحها تکمیل نشه طرح جدید الاحداث نباید اضافه بشه.

با این روش که عرض شد طرح خودشون رو به تصویب رسوندند و برا اینکه نگنند کاری هم نکردیم دو تا کامپیوتر از فنی حرفه­ای فرخی را بردند و کارشون را هم شروع کردند به این بهونه که کسی از خور نمی­تونه بیاد فرخی. سخته. 15 کیلومتر که جدیدا با راه جدید 10 کیلومتر شده خیلی طاقت فرساست.

خور الان به عنوان بخش مرکزی خوروبیابانک در حال فعالیته. دارند زور می­زند که شهرستانش کنند. فکر نمی­کنند اگر بخواد شهرستان بشه نه دوتا شهر درست حسابی داره و نه حداقل دو تا دهستان.. فرخی هم بزرگترین دهستان و هم نزدیکترین اونهاست. به هیچ منطقه ای هم یک بخش دولتی داده نشده و همه هم متمرکز در خور شده. سر این فنی حرفه ای هم که داره این بلا می­آد

این مطلب از شنیده هاست که به ما رسید ما هم نوشتیم شاید مسوولین که حالا در این دولت به روستاها بیشتر می­رسند یک فکری هم برا این کارا بکنند. اگر احیاناً خوندند و کاری هم کردند یک خبری به ما بدند بد نیست.

نوشته شده توسط رئیسی ,

  سپاهی نمای خوری
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/11/06

 

 

عکسی از پسرم و بچه همسایه

 

خاطره­ای از من و پسرم:

 من و پسرم با اتوبوس داشتیم می رفتیم شهرستان. یعنی داشتیم می رفتیم فرخی یا همون فروی. از قضا، نه، از قبل هماهنگ شده بود قضا و قدر  نبود اختیاری بود. از نوع اختیاری که خدا به ما داده. خب بگذریم. با همسایه و بچه اش با هم بودیم. تو اتوبوس بچه همسایه برا خودش بازی می کرد. یک کمی هم با پسر من بازی می کرد. راسیتش سر و صدای آنچنانی هم نداشت. از قضا تو اتوبوس ما یه سپاهی نما هم بود. گیر داد که بچه همسایه سر و صدا می کنه. اومد گفت: بچه­تون ساکت کنید خیلی سر و صدا می کنه. مادر بچه همسایه هم گفت: بچه است داره با خودش جلو صندلی جایی که پا می ذاریم نشسته داره برا خودش بازی می کنه سر و صدای آنچنانی هم که نداره.

یارو گیر داد که نه زیاد سر و صدا می کنه و گفت الان می رم به راننده اتوبوس می گم. رفت و به راننده اتوبوس گفت. راننده اتوبوس هم محلش نکرد. چون واقعاً سر و صدای زیاد نداشت که هیچ هنوز سر شب هم بود. تا یک ساعت حالا کم و زیادش می­رسیدیم هم ما می­رسیدیم به فرخی هم اون یارو سپاهی نما به خور می­رسید.

خب. رفت به راننده گفت و محلش نکرد. برگشت به سمت صندلی همسایه و گفت: بچه را ساکت کنید مگه منو نمی شناسید. من در سپاه خور مسوولیت دارم و کارت عضویت سپاهشو بیرون آورد.

من هم که دیگه بهم برخورده بود به طرف که اسمشو هم بلند برا همه گفت....؟؟؟!!!! گفتم: زرشک!!! اگر سپاهی بودی حال و وضعت بهتر از این بود. برو بنشین سر جات و زر زیادی نزن.

مادر بچه همسایه هم بدون تعارف هر چی از دهنش فحش و نفرین بود به یارو داد. الهی داغ بچه به دلت بمونه. الهی بحق این ایام شریف اگر بچه هم داری خدا ازت بگیره. الهی الهی... پشت بندش هم بد بیراه نصیب آقا فرمودند.

از قضا بابای بچه همسایه طرف را کمی می­شناخت. می­گفت تو سپاه ظاهراً کلاسهای آمادگی دفاعی را یا ایشون برگزار می­کنه یا به عنوان مربیه.

خب، این ماجرا دنباله دار بود. پسر من هم هر وقت گریه می­کرد می گفتم: پسرم آروم باش و گرنه به این لولو سپاهی نما می­گم سر وقت تو هم بیاد.

اسمش محفوظه اگر احتمالاً از سپاه خور یا هر جای دیگه خواستند پیغامی بدند بهشون می دیم.

پایان

نوشته شده توسط رئیسی ,

  معرفی کتاب
مرتبط با :
ارسال شده در: 86/11/03

 

  طرح شناخت مناطق اكولوژيك كشورتيپهاي گياهي منطقه خور و بيابانك(محدوده نقشه چهارگوش فرخي NI40-9)

 

 مولف : مهدي افتخاري

 

 

 

کليدواژه‌ها :

ويراستاران علمي : مسعود شكويي، سيد حسن كابلي

سال انتشار : 1382

نوبت چاپ : 1

964-473-184-0

شابک :

 تیراژ : 1500 جلد

 

 

 

 قيمت برحسب ريال :

 

10000

 

قيمت به همراه نقشه 1:250000 : 15500

 

قيمت به همراه لوح فشرده (CD)حاوي نقشه رقومي (Digital) : 12000

 

 

 

مديريت و بهره‏برداري پايدار از منابع طبيعي تجديد شونده نياز به شناخت دقيق و در دست داشتن اطلاعات صحيح دارد. طرح ملي شناخت مناطق اكولوژيك كشور با هدف شناسايي وضع موجود و تعيين استعداد عرصه‏هاي منابع كشور از سال 1368 آغاز شده است. گزارش حاضر نتيجه اجراي اين طرح در منطقه خور و بيابانك ميباشد. منطقه مورد بررسي در طرح حاضر شامل محدوده يك برگ نقشه توپوگرافي چهارگوش ايراني با مقياس 250000: 1 به شماره NI 40-9 از سريK551 با نام فرخي است. اين منطقه به وسعت 1549400 هكتار در محدوده استانهاي اصفهان و يزد قرار دارد. در اين مطالعه نخست نقشه‏ها و اطلاعات اوليه مورد نياز جمعآوري و تهيه شده سپس با انجام پيمايشهاي متعدد صحرايي پوشش زمين و كاربريهاي مختلف اراضي تعيين و بر روي نقشههاي 1:50000 ترسيم شده است. تيپهاي گياهي به روش فيزيونوميك- فلورستيك (توجه به نمود ظاهري و تركيب گونه‏اي گياهان) شناسائي و با يك تا سه جنس و گونه غالب نامگذاري شدهاند. با موزائيك نقشههاي 1:50000 مرز و اتصالهاي محدوده‏هاي مشخص شده هماهنگ شده و نقشه نهايي تيپهاي گياهي در مقياس 1:250000 تدوين گرديد. به منظور شناخت ويژگيهاي اكولوژيك در عرصه هر يك از تيپهاي گياهي نقشه پوشش گياهي با ساير نقشه‏هاي موضوعي تلفيق و اطلاعات لازم از آنها استخراج گرديد. منطقه خور و بيابانك كه شرق استان اصفهان و بخشي از استان يزد را مي‏پوشاند از لحاظ اقليمي متأثر از اقليم بياباني با ويژگيهاي خاص خود مانند نزولات آسماني كم و ناچيز و تبخير شديد مي‏باشد و در نتيجه داراي شرايط سخت اكولوژيك است. اين وضعيت با بروز خشكسالي در سالهاي اخير و وزش بادهاي موسمي به صورت بسيار حاد مطرح مي‏باشد. به طور كلي يافته‏هاي حاصل از اين تحقيق به شرح زير مي‏باشد: در مجموع 15 تيپ گياهي با وسعتي برابر با 922884 هكتار برابر 56/59 درصد مساحت منطقه مورد مطالعه شناسايي و تفكيك شده است. اراضي زراعي منطقه عرصه بسيار كوچكي را پوشش داده و با وسعت 3244 هكتار، 21/0 درصد عرصه مورد مطالعه را شامل مي‏شود. اراضي عاري از پوشش گياهي و يا با پوشش گياهي ناچيز كه تراكم تاج و پوشش آنها كمتر از 2 درصد است، با وسعت 438244 هكتار گستره وسيعي را كه برابر 28/28 درصد سطح منطقه است شامل مي‏شوند. اراضي سنگلاخي سطح قابل توجهي را دربرمي‏گيرد و با 178558 هكتار مساحت، 52/11 درصد سطح منطقه را پوشش مي‏دهند. در برخي عرصهها كارهاي احياء اراضي صورت گرفته است. اراضي آتريپلكس كاري شده وسعتي در حدود 1675 هكتار را به خود اختصاص داده است. تاغ كاريها و عرصه‏هاي احياء شده وسعتي در حدود 4795 هكتار را به خود اختصاص داده‏اند. بررسي توزيع تيپهاي گياهي منطقه خور و بيابانك نشان ميدهدكه گروه گياهي درمنه Artemisia با وسعت برابر 703079 هكتار با فراواني 18/76 درصد در تيپهاي گياهي و 38/45 درصد نسبت به كل منطقه با دو تيپ گياهي درمرتبة اول قرار دارد. گروه گياهي رمس Hammada با وسعت 116652 هكتار با فراواني 64/12 درصد نسبت به پوشش گياهي و 35/7 درصد نسبت به كل عرصه، گروه تيپهاي گياهي شور Salsola با وسعت برابر 28501 هكتار 09/3 درصد فراواني آن به نسبت به پوشش گياهي و 84/1 درصد نسبت به كل عرصه موجود، تيپ گياهي منفرد اشنان Seidlitzia با وسعت 51031 هكتار و فراواني نسبت به تيپ گياهي و كل عرصه موجود به ترتيب 53/5 درصد و 29/3 درصد، گروه تيپهاي گياهي تاغ Haloxylon با مساحت 7265 هكتار و فراواني 79/0 درصد نسبت به تيپ گياهي و 47/0 درصد نسبت به كل منطقه مورد مطالعه، تيپهاي گياهي منفرد آفتاب پرست Heliotropium sp. با مساحت 6304 هكتار و فراواني 68/0درصد نسبت به پوشش گياهي و 41/0 درصد نسبت به كل عرصه، اردولكAnabasis setifera با سطح 6300 هكتار با فراواني 68/0 درصد نسبت به پوشش گياهي موجود و 41/0 درصد نسبت به عرصه موجود، گروه تيپهاي گياهي سبد Stipagrostis با وسعت 3186 هكتار و فراواني 35/0 درصد نسبت به پوشش گياهي 21/0 درصد نسبت به كل عرصه، تيپ گياهي منفرد گون Astragalus با وسعت برابر با 567 هكتار 06/0 درصد فراواني آن نسبت به پوشش گياهي و 04/0 درصد نسبت به سطح كل عرصه از نظر گسترش در مراحل بعدي قرار دارند.

نوشته شده توسط رئیسی ,

  علامه سید مرتضی عسکری
مرتبط با : دین و تشیع
ارسال شده در: 86/11/02

 

مرزبان مکتب اهل بیت علیهم السلام

 

*ولادت:

 در روز دوشنبه هجدهم جمادى الثانى 1332 هـ. ق. مطابق با بهار 1293 هـ. ش. در شهر سامراء در جوار ملكوتى بارگاه دو امام همام حضرت هادى وحضرت عسكرى‏عليهماالسلام كودكى از خاندان علم وسيادت پا به عرصه وجود گذاشت كه نامش را سيّد مرتضى نهادند.

 آثار نبوغ وبزرگى در چهره اين كودك نمايان بود؛ اما هنوز چند ماهى از عمرشان نگذشته بود كه گرد يتيمى بر چهره ايشان نشست وپدرى عالم وعابد وخدمتگزار را از دست داد وپس از آن در دامان جد مادريش حضرت آيت اللَّه ميرزا محمّد شريف عسكرى تهرانى معروف به خاتمة المحدثين (كه عالم بزرگ سامرا بودند) پرورش يافت.

 حضرت علامه عسكرى در اين زمينه مى‏فرمايند:

 «پدرم مرحوم [آيت اللَّه‏] سيّد محمّد حسينى معروف به شيخ الاسلام بود. مرحوم علامه مجلسى اجداد ما را از سبزوار به ساوه دعوت كرد وآنها را شيخ الاسلام ساوه قرار داد. علامه مجلسى براى شهرستانها شيخ الاسلام مى‏فرستاد چنانكه امروزه در هر شهر وشهرستانى امام جمعه تعيين مى‏كنند. در شهر ساوه سنّى‏هاى متعصبى بودند كه اجداد ما در طول زمان مردم ساوه را شيعه كردند تمامى اجدادم لقب شيخ الاسلام داشتند، جز من كه لقب عسكرى را دارم به مناسبت تولدم در شهر عسكريين‏عليهماالسلام».

   * ورود به حوزه علميه سامرا:

  علامه بزرگوار در دوران طفوليت پدر بزرگوارشان را از دست دادند، از آن پس در دامان جد بزرگوارشان حضرت آيت اللَّه ميرزا محمد تهرانى؛ پرورش يافتند از كودكى در كتابخانه جدشان كه از مهمترين كتابخانه‏هاى شهر سامرا بود، رفت وآمد داشت واز كتب آن استفاده مى‏كرد.

 حضرت علامه عسكرى در اين زمينه مى‏فرمايند:

 «با اينكه در طفوليت يتيم شدم در ده سالگى كه مرا به طلبگى سپردند، خواندن ونوشتن به زبان عربى وفارسى را به خوبى مى‏دانستم، از همان آغازِ كتابخوانى، به مطالعه كتابهاى سيره وتاريخ پيامبر(ص) واصحاب وفتنه‏هاى صدر اسلام وسفرنامه‏ها (مثل سفرنامه ابن‏جُبير وابن‏بطوطه وسفرنامه‏هاى اروپائيان به مشرق زمين) علاقه داشتم وداستان استعمار استعمارگران را نسبت به كشورهاى اسلامى دنبال مى‏كردم مثلاً رساله دخانيه را كه نوشته يكى از شاگردان ميرزاى شيرازى بود در حالى كه هنوز خطى بود در كتابخانه جدم خواندم».

استعداد وهوش سرشار توأم با نبوغ حضرت علامه باعث شد كه از دوران كودكى ونوجوانى ايشان را از ديگر كودكان ممتاز كند، درسهاى علوم حوزوى را از كتابهاى رسمى حوزه از قبيل سيوطى ومختصر المعانى، مغنى اللبيب، حاشيه، مطوّل، شرح جامى، شرح ابن‏عقيل، قوانين الاصول ومعالم الاصول وشرح لمعه و... خواند.

*ورود به حوزه علميه قم:

 حضرت علامه عسكرى پس از گذراندن سطوحى از علوم حوزوى بنا به دلايلى در سال 1350 ه. ق. در سن هيجده سالگى در دوران رياست حضرت آيت اللَّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى؛ وارد حوزه علميه قم شد.

 حضرت علامه عسكرى مى‏فرمايند:

 «زندگى من وپدرم از املاك ساوه مى‏گذشت واز سهم امام استفاده نمى‏كردم، رضا شاه بردن پول را از ايران به عراق ممنوع كرد به حدى كه حتى وجوهات شرعى را كمك رانندهها در لباسهايشان مخفى مى‏كردند وبه نجف (براى مرحوم آيت اللَّه العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى؛) مى‏بردند. به همين دليل مجبور شدم در زمان مرحوم آيت اللَّه حاج شيخ عبدالكريم حائرى؛ وارد حوزه علميه قم شوم».

ايشان ابتدا در مدرسه رضويه ساكن شدند، تصدى ورياست مدرسه رضويه به عهده استاد ومربى اخلاق حضرت آيت اللَّه حاج شيخ مهدى پائين شهرى؛ بود، كه از چهرههاى محبوب ومقبول در شهر قم بود وبه تربيت شاگرد مى‏پرداختند وهنوز خاطرههاى خوش از ايشان در خاطره مردم اين شهر باقى است.

 حضرت علامه پس از مدتى اقامت در مدرسه رضويه به مدرسه فيضيه منتقل شدند وبا حضرت آيت اللَّه حاج شيخ على صافى برادر بزرگتر حضرت آيت اللَّه العظمى صافى گلپايگانى هم حجره شدند، دروس سطوح عالى (رسائل، مكاسب، كفايه ومنظومه حاج ملا هادى سبزوارى (در حكمت)) را در محضر اساتيد بزرگى همچون آيت اللَّه العظمى سيد شهاب‏الدين مرعشى نجفى؛ وحضرت آيت اللَّه حاج شيخ محمدحسين شريعتمدار ساوجى آموختند.

حضرت استاد علامه عسكرى كتاب باب حادى عشر را (كه در علم كلام مى‏باشد) در محضر رهبر كبير انقلاب عارف بزرگ امام خمينى؛ آموختند.

 «در يكى از حجرات صحن مطهر حضرت معصومه(س) مرحوم امام خمينى؛ درس كلام شروع كرده بودند كه بنده نيز در آن شركت مى‏كردم».

درس تفسير: درس تفسير در حوزه آن روز از جمله دروس بى‏رونق بود وتوجه كمى به آن مى‏شد، حضرت علامه عسكرى از جمله كسانى هستند كه در رسميت بخشيدن وتوجه بيشتر كردن به تفسير قرآن كوشش وسعى فراوانى كردند ودر همين راستا با دوست وهمفكرشان (در اين زمينه) حضرت آيت اللَّه سيد محمود طالقانى درس تفسيرى را در محضر حضرت آيت اللَّه ميرزا خليل كمره‏اى شروع كردند.

*بازگشت به سامرا:

 حضرت استاد پس از چند سال اقامت در حوزه علميه قم بنا به دلايلى به سامرا ]چون كه طرح نوينى براى تحصيل وتعليم وتفسير علوم قرآنى پى ريختند كه اين طرح با مخالفت رو برو شد وهمين امر موجب شد كه از قم به سامرا هجرت كنند[ بازگشتند ودروس باقى مانده از سطح (بخشى از كفايه) وخارج فقه واصول را در سامرا نزد اساتيد بزرگى همچون آيت اللَّه ميرزا حبيب‏اللَّه اشتهاردى؛ وآيت اللَّه مرعشى شوشترى و... آموخت.

*هجرت به كاظمين:

 حضرت استاد پس از دركِ تهاجمِ بيگانه در جامعه، به تأليف كتابى به نام «الامراض الاجتماعيه» پرداختند وبه دنبال كسى بود كه با حضرت استاد هم فكر وهم رأى باشد، در اين ميان تنها كسى كه مى‏توانست به ايشان كمك كند، استاد احمد امين (مؤلف التكامل فى الاسلام) بود.

 استاد امين از اساتيد برجسته در علم رياضى در تمام عراق بودند. ايشان به پنج زبان دنيا (يعنى انگليسى، فرانسوى، تركى، عربى وفارسى) در حد نوشتن وخواندن وسخن گفتن تسلط داشت.

 حضرت علامه عسكرى (به دنبال استاد امين) به كاظمين سفر كرده وكتاب «الامراض الاجتماعيه» را به استاد امين مى‏دهند تا او مطالعه كند ونظرات خودش را بدهد.

 «شب با استاد احمد امين در صحن كاظمين قرار گذاشتيم. وقتى ايشان آمد، از نوشته من تعجب كرده بود، كه يك طلبه اين مطالب را درك كرده است به اصطلاح خودش گفت: اگر كسى اين واقعيات را فهميد بايد ماهى صد دينار به او بدهيم.

 ايشان براى شروع كار مى‏گفت: بايد دارالمعلمين تأسيس كنيم ومن مى‏گفتم از مدارس ابتدائى شروع كنيم. ايشان مى‏گفت: براى مدارس ابتدائى از كجا معلم تهيه مى‏كنيد؟ در مدارس جديده كه معلم متدين وجود ندارد، در مدارس قديمه (حوزههاى علمى) كه كسى نمى‏تواند اين كار را بكند، من هر دو سخن را از جانب ايشان زياده روى مى‏ديدم، طلبه نمى‏تواند در مدارس ابتدائى درس بدهد يعنى چه؟! البته بعدها فهميدم كه او درست مى‏گفت، بالاخره روى نظرم توافق شد».

 استاد پس از تأسيس اين مدرسه به سامرا بازگشتند؛ اما مدتى نگذشته بود كه استاد امين از اداره مدرسه به تنهايى عاجز مانده بود، نامه‏اى به حضرت علامه عسكرى مى‏نويسد ومى‏گويد: شما مرا در اينجا گرفتار كردى وخودت فرار كردى. حضرت علامه بعد از اين نامه دوباره به كاظمين رفتند ودر رأس كارها قرار گرفتند.

*بازگشت مجدد به سامرا وادامه تحصيل:

 حضرت علامه عسكرى پس از افتتاح اين مدارس، تصميم داشتند كه دانشكده اسلامى افتتاح كنند ولى با مخالفت افراد متنفذى روبرو شدند، لذا به سامرا بازگشتند ويك دوره ديگر در دروسِ خارج آيت اللَّه ميرزا حبيب‏اللَّه اشتهاردى؛ كه از روى كتاب عروة الوثقى آيت اللَّه سيد محمدكاظم يزدى؛ تدريس مى‏شد شركت كردند ودر اين ايام بود كه درهاى تحقيقات جديد علمى به روى ايشان باز شد وتأليفات گراسنگ وبى‏نظيرى همچون «عبداللَّه بن سباء» و«نقش عايشه در تاريخ اسلام» انجام گرفت.

حضرت علامه عسكرى در كنار تمامى اشتغالات فرهنگى وسياسى واجتماعى، چه در عراق وچه در ايران به تحقيق وتأليف كتابهاى گوناگون در راستاى هدايت جامعه مشغول بودند، حاصل اين تحقيقات علمى، دگرگونى وهموار نمودن راههاى شناخت معارف اسلامى بود ونگاههاى محققين وتشنگان حقيقت را متوجه مكتب اهل بيت(ع) نمود.

 حضرت علامه در اين زمينه مى‏فرمايند:

 «هر تحقيقى براى نگارش يك تاريخ صحيح از صدر اسلام (يعنى از آغاز دعوت تا پايان عصر ائمه) وبخصوص شكل‏گيرى تشيع ومكتب اهل بيت: به يك گردنه‏اى از احاديث وروايات مشهور ومقبول در نزد قاطبه مسلمانها ومورخان وسيره‏نويسان ومحدّثان مى‏رسيد كه اين روايات از نظر من اعتبار وعلميّت واستناد لازم را نداشتند واز يك دستِ تحريفگر در تاريخ اسلام خبر مى‏دادند، دستى كه مكتب اهل بيت(ع) را به حاشيه رانده بود، پرده بردارى از اين واقعيت بناهاى رفيعى را كه برخى مورخان بزرگ اهل سنت ونظير طبرى برافراشته بودند متزلزل كرد...

 اينجا بود كه بحمد اللَّه زحماتم نتيجه داد ونگاهها را متوجه مكتب اهل بيت(ع) وحوزه شيعه كرد، كتابهائى از قبيل عبداللَّه بن سباء، صد وپنجاه صحابى ساختگى، احاديث عايشه، بارها در قاهره وبيروت با اجازه وبدون اجازه من چاپ شدند، علماء واساتيد اهل سنت بر آنها مقدمه يا نقد نوشتند وبه زبانهاى مختلف هم ترجمه شدند وتصور مى‏كنم به خواست خدا تأثيرى بر جريان تفكر اسلامى داشته‏اند».

*تالیفات علامه عسکری

حضرت علامه عسكرى پس از بازگشت به ايران در سال 1398 هـ. ق «مجمع علمى اسلامى» را تأسيس كرد و به تنظيم كتبِ علوم حوزوى پرداخت و كتابهاى زير را به چاپ رساند:

 1 - كتاب تعليم اللغة العربية.

 2 - الأمثلة وصرف مير.

 3 - كتاب التصريف.

 4 - كتاب الهداية فى النحو.

 5 - كتاب قواعد الإملاء.

 6 - كتاب تهذيب البلاغه.

 7 - كتاب المنطق ومناهج البحث العلمى.

 8 - كتاب تهذيب المغنى.

 9 - كتاب منتخب حلية المتقين.

 10 - تهذيب شرح ابن‏عقيل.

کتب فارسی:

 1- نقش ائمه در احياء دين، 16 جلد چاپ شده.

2- سقیفه

3- ادیان آسمانی و مسأله تحریف

4- سرگذشت حدیث

5- ولايت على(ع) در قرآن كريم وسنت پيامبر(ص)

آثار عربی

 1 - القرآن الكريم وروايات المدرستين، 3 جلد.

2 - عقائد الاسلام من القرآن الكريم در 2 جلد.

3 - معالم المدرستين در 3 جلد،

4 - قيام الائمه باحياء السنة جلد اول.

5 - عبداللَّه بن سباء در 2 جلد.

6 - خمسون ومائه صحابى مختلق در 3 جلد.

7 - مع الدكتور الوردى فى كتابه وعاظ السلاطين.

8 - احاديث ام المؤمنين عايشه در 2 جلد.

9 - حديث الكساء.

10 - صلاة ابى‏بكر.

11 - مع التليدى فى كتابه الانوار الباهره.

12 - دور الأئمه فى احياء الدين 1 جلد.

13 - سيرة المعصومين الاربعة عشر وأم المؤمنين خديجه(س).

14 - افتراءات واكاذيب فى كتاب للَّه ثم للتاريخ.

15 - فى طريق اهل بيت.

16 - آراء واصداء حول عبداللَّه بن سباء وروايات سيف فى الصحف السعوديه.

17- الاسطورة السبئية ج 2.

18 - مع العلماء (دست نويس)، حضرت علامه در اين كتاب به بيان خاطرات ومباحثتشان با علماء ممالك اسلامى پرداختند.

19 - على مائدة الكتاب والسنة 17 جلد، که شامل مباحث زیر می باشد:

 1) من سنن النبى(ص) البكاء على الميت.

 2) الاحتفال بذكرى الانبياء وعباد اللَّه الصالحين.

 3) من السنن النبى(ص) الصلاة على محمد وآل محمد.

 4) الصحابى وعدالته.

 5) آية التطهير فى مصادر الفريقين.

 6) من حديث النبى(ص) يكون لهذه الامه اثنا عشر قيما.

 7) المصحف فى الروايات والآثار.

 8) البداء.

 9) الزواج الموقت فى الاسلام.

 10) دراسة حول الجبر والتفويض والقضاء والقدر.

 11) عصمة الأنبياء والرّسل.

 12) البناء على قبور الأنيباء والأولياء وإتخاذها مساجد وأماكن للعباده.

 13) التوسل بالنبى(ص) والتبرك بآثاره.

 14) صفات اللَّه جل جلاله.

 15) شيعة اهل بيت.

 16) من تاریخ الحدیث

 17) علىٌ فى القرآن.

 

آثار ترجمه شده به فارسی:

 1 - عقائد اسلام در قرآن كريم در 3 جلد.

 2 ترجمه معالم المدرستين در 2 جلد،

 3- عبداللَّه بن سباء در 2 جلد.

 4 یکصد و پنجاه صحابی ساختگی در 4 جلد دو مجلدی.  

 5- نقش عایشه در تاریخ اسلام در 4 جلد دو مجلدی.

 6 - حديث كساء.

 7 آخرین نماز پیامبر ترجمه صلاه ابی بکر.

 8- دروغها و دروغپردازیها

9- بر گستره کتاب و سنت که شامل تمام آن 17 جزوه می باشد:

1) گريه بر ميت از سنت‏هاى رسول خداست.

2) بزرگداشت ياد انبياء وبندگان صالح خدا.

3) صلوات بر محمد وآل محمد از سنتهاى رسول خداست.

4) بحث عدالت صحابه.

5) آيه تطهير در كتب دو مكتب.

6) امامان اين امت دوازده نفرند.

7) مصحف.

8) بداء يا محو واثبات الهى.

9) ازدواج موقت در اسلام.

10) جبر وتفويض واختيار وقضاء وقدر.

11) عصمت انبياء ورسولان

12) حكم بازسازى قبور انبياء واولياء وعبادت در آنها.

13) توسل به پيامبر خدا(ص) وتبرك به آثارشان.

14) صفات خداوند جليل در دو مكتب.

15) شيعيان اهل بيت پيامبر(ص).

16) تاريخ حديث پيامبر(ص).

17) علی(ع) در قرآن.

همچنین بیشتر آثار علامه عسکری به ترکی، انگلیسی و اردو ترجمه  و نشر شده است و ترجمه آثار ایشان به زبانهای فرانسه نیز در حال انجام است.

 

*وفات:               

 حضرت آيت الله سيد مرتضى عسكرى پس از عمرى پر بركت در راه شناخت مكتب حقيقى اسلام كه همان مكتب ناب اهل بيت؛ است سر انجام در شامگاه چهارم رمضان المبارك سال 1428هـ. ق. مطابق با 25 شهريور ماه 1386ش. ديده از اين جهان فرو بست و شيعه را رخت عزا بر تن نمود. بدن پاك ايشان پس از تشيع از مقابل نماد علم و دانش، دانشگاه تهران به قم منتقل شد و در جوار بارگاه ملكوتى فاطمه معصومه‏(س) به خاك سپرده شد. درود و رحمت بى پايان الهى بر عالمان و عارفان حق و حقيقت.

نوشته شده توسط رئیسی ,

درباره وبلاگ
 
نویسنده: محمد رئیسی
متولد: 1358 روستای فرخی(فروی)

raeesi38@yahoo.com
منتظر ارسال مطالب جذاب شما از فرخی هستم

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا اشکال است
 

 
لیست دوستان

فرمانداری نایین
وضعیت آب و هوای خوروبیابانک
کویرهای ایران
سایت تبیان
هیئت رزمندگان شمیرانات
مکتب الزهراء
مداحی
استان اصفهان
فرویها یا علی مدد
فروی2007
بیاضه
سرو ایراج
خور
قالب وبلاگ
 

 
لینکستان

 
 
بخش ویژه





Powered by WebGozar


RSS

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com